جهان در معرض بزرگترین بحران تاریخ
روز جمعه بیست وششم سپتامبر صندوق پس انداز و وام واشنگتن ( موچوال)معروف به ” وامو” که بزرگترین موسسه پس انداز و وام ایالات متحده آمریکا شمرده می شد در اجرای حکم خزانه داری آمریکا توسط موسسه فدرال بیمه سپرده های بانکی منحل ودارائی های آن به مبلغ 1.9میلیارد دلار به بانک جی پی مورگان چیس فروخته شد.
دلیل اقدام سریع خزانه داری آمریکا در تصرف وفروش “واشنگتن موچوال”این بوده که چیزی به سهام داران این بانک پرداخت نشود.در حالی که خریدار یعنی “جی پی مورگان ” باید ارزش سهام آن را به سهام داران پرداخت می کرد.لازم به یاد آوری است که میزان سپرده های “واشنگتن موچوال” را چیزی در حدود یکصد ونود میلیارد دلاراعلام کرده اند.
موسسه مالی “واشنگتن موچوال”در سال 1889یعنی یکصد ونوزده سال پیش با نام “صندوق پس انداز ووام مسکن ملی ” بمنظور کمک به باز سازی شهر سیاتل آمریکا که در اثر آتش سوزی خسارات سنگینی دیده بود تاسیس گردید و بمرور زمان به “صندوق واشنگتن موچوال” تغییر نام داد.بهر حال این بانک هنگام انحلال متجاوز از دوهزار و دویست شعبه در سراسر ایالات متحده آمریکا داشت وارزش دارائی های آن بالغ بر سیصد میلیارد دلار و چنانچه اشاره شد سپرده های خصوصی نزد آن در حدود یکصد ونود میلیارد دلار برآورد شده است .گرچه مقامات خزانه داری آمریکا اعلام کرده اند که انتقال مالکیت “واشنگتن موچوال”خسارتی را متوجه صاحبان سپرده ها نمی سازد اما ورشکستگی این موسسه به نگرانی مردم در بحبوحه بحران مالی آمریکا بشدت دامن زده است .واز سوی دیگر رد لایحه پشنهادی رئیس جمهوری مبنی بر کمک هفتصد میلیارد دلاری برای جلوگیری از شدت بحران از سوی مجلس نمایندگان نگرانی منا بع مالی جهان را افزایش داده است . براین اساس بعضی از تحلیل گران وکارشناسان امور اقتصادی براین باورند که ممکن است بحران مالی کنونی آمریکا به بزرگترین بحران تاریخ جهان مبدل شود .
به اعتقاد موسسات اقتصادی معتبر جهان برای رهائی از چنین بحرانی باید مبلغی با لغ بر 1500میلیارد دالا ر هزینه کرد تحلیل گران این موسسات همچنین اعلام کرده اند که طرح 700میلیارد دلاری آقای جرج دبلیو بوش تنها ممکن است در کوتاه مدت آنهم بانکداران وموسسات مالی ایالات متحده آمریکارا از سقوط نجات دهد ولی چیزی عاید مردم عادی نخواهد شد. در رابطه با تاثیر جهانی این بحران باید گفت کشور های عضو اتحادیه اروپا مدت هاست که مخالفت خود با سیاست های آقای جرج دبلیو بوش را پنهان نمی کنند . به اعتقاد بعضی از رهبران این کشورها بحران مالی آمریکا در آینده به “بحران سیاسی ” منجر خواهد شد . حتی اگر لایحه پیشنهادی رئیس جمهوری آمریکا باتغییراتی مورد تصویب سنای آن کشور قرارگیرد نه تنها در رفع کلی بحران مالی کار ساز نخواهد بود.که به بحران سیاسی دامن خواهد زد.به گزارش شبکه تلویزیون 5 فرانسه تصویب لایحه پیشنهادی آقای بوش برای هر آمریکائی مبلغی در حدود دوهزار دلار هزینه خواهد داشت بهمین دلیل جدید ترین نظر سنجی ها در آمریکا نشان از آن دارد که بیشتر مردم باطرح آقای بوش دایر بر کمک به بانک ها وموسسات مالی مخالف می باشند.واگر سنای آمریکا ناگزیر از تصویب این طرح باشد چنین طرحی از حمایت جدی مردم برخوردار نخواهد بود. حسن کیوده چهار شنبه ا ول اکتبر 2008

لکه” خون “را نمی توان با “خون “شست

ساعت هشت وپانزده دقیقه صبح روز دوشنبه ششم اوت سال یکهزارونهصد و چهل وپنج میلادی اولین بمب اتمی که ” پسرک” ( لیتل بوی ) نام داشت توسط یک هواپیمای جنگی بنام( انولا گی ) با فرمان هاری ترومن رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا بر روی شهر هیروشیما رها شد چاشنی انفجار این بمب طوری تنظیم شده بود که در ارتفاع پانصد وهفتاد وشش متری بالای سطح زمین منفجر شود . انرژی آزاد شده در اثراین انفجار برابر پانزده کیلوتن ” تی ان تی ” بود که گرمائی در حدود چند ین میلیون درجه سا نتی گراد بوجود آورد .این گرمای وحشتناک در شعاع دو کیلومتر همه چیز را ذوب کرد. سه روز بعداز انفجار هیروشیما . پنجشنبه نهم اوت بمب اتمی دیگری بنام ” مرد چاق” بروی شهر ناکازاکی انداخته شد . درباره قربا نیان این دو انفجار آمار های گوناگون اعلام گردیده ولی آنچه که مسلم است با لغ بر دویست وچهل هزار انسا ن بی گناه جان خود را ازدست دادند که اکثر آنها زنان وکودکان وغیرنظامیان بودند .بد ین ترتیب زنده سوزی ساکنان این دو شهر داغی برقلب ملت ژاپن نهاد ولکه خون پر رنگ تری بر دامن خوینین قرن بیستم برجای گذاشت.
.

11سپتامبر2001
پنجاوشش سا ل بعد از فاجعه هیروشیما وناکازاکی . روز یازدهم سپتامبر2001 چند جوان فریب خورده و عقل باخته با ربودن هواپیما های مسافربری وکوبیدن آنها بر برج های مرکز تجارت جهانی نیویورک قریب 2900انسان بی گناه را که سرگرم کار روزانه خود بودند زنده سوز کردند وبااین عمل غیر انسا نی اولین ” لکه خون ” را بر دامن قرن بیست ویکم بر جای نهادند وجامعه جهانی را در حیرت ووحشت فرو بردند .
د و عکس العمل متفاوت:
پاسخ رهبران ” سیاسی – نظامی ” ژاپن به فاجعه ششم اوت 1945 هوشمندانه وعاری از انتقام جوئی بود که ازذکاوت عنصر ژاپنی سر چشمه می گرفت . از برکت همان هوشمند ی و مشکیبائی بود که در نیمه دوم قرن بیستم به یکی از قد رت های اقتصادی رقا بت نا پذیر جهان مبد ل شدند بی آنکه نیازی به باجگیری وزورگوئی داشته باشند وبدین ترتیب احترام واعتماد جامعه جا معه جهانی را به خود جلب کردند که هنوز هم از آن برخوردارند.
پاسخ ایالات متحده آمریکا در مقا بله با فاجعه 11سپتامبر اما آنچنا ن خشمگینانه و عجولانه بود که با “انتقام جوئی ” و ” خون خواهی” چندان فاصله ای نداشت . رئیس جمهوری آمریکا در نخستین ساعا ت وقوع حادثه بجای حفظ خونسردی که لازمه رهبری سیاسی یک کشور است . می گفت ” آمریکا وارد جنگ شده است ” بی آنکه ” دشمن” و “جبهه جنگ ” را بدرستی بشناسد نتیجه چنین شتابزدگی و نا بردباری صدور فرمان حمله به افغانستان وسپس به عراق ودست زدن به دوجنگ نا لازم بود که طی آن با لغ بر چهار هزار سرباز آمریکا ئی جان خودرا از دست دادند و وهنوز هم خبر کشته شدن آنان همه روزه باکما ل تاسف به گوش جهانیان می رسد و درستی سیاست نو محافظه کاران آمریکارا زیر سئوال می برد . آقای جرج دبلیو بوش می خواست ” لکه خون” 11سپتامبر را باخون تروریست ها بشوید وتروریسم را ریشه کند .
ولی با حمله به افغانستا ن وعراق موجبات گستاخی هر بیشتر تروریست ها وگسترش دامنه تروریسم را فراهم ساخت . باری” لکه خون” را با “خون ” نمی توان شست چنانچه رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا نتوانست . دهم سپتامبر 2008 حسن کیوده

چه کسی مسئول تجزیه گرجستان است . ولادیمیر پوتین یا جرج بوش ؟

روز دوشنبه بیست وپنجم اوت نمایندگان تشکیل دهنده مجمع ملی روسیه (پارلمان) طرح شناسائی او ستیای جنوبی و آبخازیا را بعنوان دوکشور مستقل مورد تصویب قرار داد وروز سه شنبه بیست وششم اوت آقای دیمتری مدودف رئیس جمهوری آن کشور پس از امضای لایحه استقلال آن دومنطقه طی یک پیام تلویزیونی خطاب به مردم روسیه وجهان گفت “امضای این لایحه تصمیم ساده ای نبود اما نتها راه حمایت از حقوق انسانی مردم این دومنطقه بود” .او درعین حال از دیگر کشورهای جهان خواست استقلال این مناطق را برسمیت بشناسند واین در حالی است که آقای جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا به رهبران روسیه هشدار داده است که تمامیت ارضی گرجستان را محترم شمارند.
دراینکه حمله نظامی روسیه به گرجستان و اینک برسمیت شناختن دواستان آن کشور بعنوان دوکشور مستقل نمی تواند موجبات خشنودی کسی را فراهم سازد تردیدی نیست اما جداسازی کوزوو از صربستان علیرغم مقاومت صربها وبا وجود نگرانی افکار عمومی مردم کشور های منطقه نیز موجب خرسندی کسی نبود . وهمچنین راه انداختن” انقلاب های رنگین” در کشور هائی نظیر اکراین وگرجستان وپا گذاتشتن بر روی غرور ملی ملت هائی که هفتاد سال در درون دیوار آهنین زیسته وتشنه اسقلال و عدم وابستگی بودند . عملی نبود که عکس العملی بدنبال نداشته باشد .مخالفت شدید اکثریت مردم اکراین با پیوستن آن کشور به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و بپاخاستن مردم استیای جنوبی و آبخازیابرعلیه حکومت بر آمده از انقلاب مخملی ونهایتا تصویب نامه بیست پنجم اوت نمایندگان پارلمان روسیه همگی پاسخی است که به یکه تازی ها و انحصار طلبی های آمریکای بعداز یازده سپتامبر داده می شود . رهبران روسیه با برسمیت شناختن استقلال او ستیای جنوبی و آبخازیا می خواهند این پیام را به جامعه جهانی بدهند که روسیه دیگر آن کشور درمانده وزبون بجا مانده از حکومت یلسین نیست وامروز در موضعی قرار دارد که می تواند به امنیت مرزهای خود بیند یشد وزنجیر ” انقلاب های مخملی ” را درهم شکند.
بهرحال چنین به نظر می رسد که جامعه جها نی بسرعت درحا ل خارج شد ن از دنیای یک قطبی و پا نهادن به دوران تعاد ل قوا ست . دورانی که اقتدار متقابل کشور های جهان مانع از زور گوئی ها ویکه تازی ها ی زور گویان وانحصار طلبان تواند بود. حسن کیوده بیست وهفتم اوت لندن

حمله نظا می نهم اگوست روسیه به گرجستان د ر حمایت از مردم او ستیای جنوبی که به فرما ن میخائیل ساکاشویلی بوسیله ارتش گرجستان قتل عام می شدند و پیش از آن دخالت آشکار آمریکا در بحران صربستان و جداسازی استان کوزوو. با نا دیده گرفتن استقلال و تمامیت ازضی آن کشور. و همچنین راه ا نداختن انقلابات رنگین در کشور های همجوار روسیه از جمله دراکراین وگرجستان واینک امضای قرار داد استقرار پا یا نه موشکی بین آمریکا ولهستان ومقدمه چینی برای پیوستن اکراین به پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) نشان از آن دارد که جامعه جهانی وارد دوران جنگ سرد تازه ای گردیده است .که بهتر است ” جنگ سرد قرن بیست ویکم “نامیده شود. . آقای جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا ” اخطار می کند که ” گرجستان متحد ما می باشد و حضور سربازان روسی در آن کشوتحمل نا پذیراست “. رهبران روسیه تمامیت ارضی گرجستان را امری تمام شده اعلام می کنند وفروش سلاح های پیشرفته ساخت اسرائیل و آموزش سربازان گرجستان بوسیله افسران اسرائیلی وآمریکائی را خطری جدی برای امنیت کشور خود ارزیابی می کنند. معاون ستاد مشترک ارتش روسیه اعلام می کند که ” استقرار سامانه موشکی آمریکا لهستان را هدف ارتش روسیه قرار داده است .وسر گئی لاوروف وزیر خارجه روسیه می گوید ” آبخاز و اوسیای جنوبی به هیچ وجه نمی خواهند بار دیگر بخشی از گرجستان شوند”و آقای دیمیتری مدودف رئیس جمهوری روسیه اعلام می کند که کشورش از هر تصمیمی که مقامات ّآبخاز واو ستیا ی جنوبی در ارتباط با آینده این مناطق اتخاذ کنند حمایت جدی خواهد کرد .این در حالی است که جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا می گوید” دولت گرجستان که با رای مردم ( بخوانید انقلاب مخملی) روی کار آمده است باید به حق حاکمیت وتمامیت ارضی آن احترام گذاشت واز آن حمایت کرد” .چین وهندوستان ناخرسندی خود از دخالت آمریکا در امور داخلی دیگر کشور هارا در مناسبت های مختلف نمایان می سازند . رشد اقتصادی سریع چین ونیرومندی ارتش روسیه وثبات داخلی آن کشور . موضع ” تنها ابرقدرتی” آمریکارا در سایه قرار داده است . براین اساس نمی توان آغا ز” جنگ سرد قرن بیست ویکم “را نادیده گرفت .جنگ سردی که آغاز گر آن نومحافظه کاران آمریکا هستند . حسن کیوده

 

آقای بنی موریس مورخ مشهور واستاد دانشگاه بن گورین طی مقاله ای در شماره روز جمعه هجدهم ژوئیه روزنامه نیویورک تایمز می نویسد : “اسرائیل به یقین در عرض چهار تاهفت ماه آینده تاسیسات هسته ای ایران را بمباران خواهد کرد. ” نویسنده مقاله آنگاه اضافه می کند ” دولتمردان ایران و آمریکا باید دعا کنند که این حمله بتواند تاسیسات اتمی ایران را بکلی نابود کند ویا حد اقل ضربات کاری به آنها وارد سازد وگرنه درغیر این صورت درگیری هسته ای بین ایران واسرائیل اجتناب نا پذیر خواهد بود ” این استاد دانشگاه بن گورین در بخش پایانی مقاله خود آورده است ” بهتر است رهبران ایران در قمار خود تجدید نظر کنند ودست از غنی سازی اورانیوم بردارند که اگر چنین نکنند تنها شانس آنان اینست که دعا کنند حمله غیراتمی اسرائیل به تاسیسات هسته موفقیت آمیز باشد .تردیدی نیست همین حملات غیر اتمی هم هزاران کشته و مجروح برجای خواهد گذاشت اما اگر این حملات موثر واقع نشود ایران به گورستان اتمی مبدل خواهد شد .” گرچه تصور تبدیل شدن کشوری  به  به وسعت  یک میلیون و ششصد وچهل هشت هزار کیلو متر مربع با هفتا د ملیون جمعیت  به گورستان اتمی در ذنیای امروز از مرحله آرزوی دیوانگا ن فراتر نمی رود اما آقای بنی موریس فراموش کرده است که به رهبران اسرائیل نیز توصیه کند که   دست زدن به هر گونه عمل نا بخردانه وانگشت بردن به ماشه سلاح هسته ای پی آمدی جز تبدیل شدن اسرائیل به گور ستان اتمی و ذغال شدن مردم بی گناه آن کشور  نمی تواند داشته باشد..

آیا براستی زمان آن نرسیده است که اندیشه ورانی نظیر آقای بنی موریس به جای نوشتن این قبیل مطالب تحریک آمیز و آب ریختن به آسیاب دیوانگان به نصیحت آنان به پردازند و آنان را از اندیشیدن به ” گورستان اتمی ” بر حذر کنند ؟ مطمن باشید مردم ایران هرگز به فکر مبدل شدن اسرائیل به “گورستان اتمی ” نبوده اند ونیستند ولی در مقام دفاع از استقلال وتمامیت ارضی این کشور وپاسداری از حیات ملی خود ساکت نخواهند نشست ودیوانگانی را که در آرزوی تبدیل شدن ایران به گورستان اتمی بسر می برند ناکام خواهند گذاشت . حسن کیوده

ایستا دن در برابر رژیم های خود کامه واعتراض به قانون شکنی ها وحق کشی های آن حق مسلم افراد جامعه است ولی پیوستن به بیگا نه ای که قصد برهم زدن استقلال وتمامیت ارضی و آسیب رسانی به منا فع ملی ما را دارد نه تنها قابل توجیه نیست که مرتکبین آن مستحق مجازاتند ومردم ایران به آنان به دیده بیگانه نگاه می کنند نه با چشم یک ایرانی . براین اسا س کسانی که حتی اگر به درستی در زندان های رژیم مورد آزار وشکنجه قرار گرفته اند نباید به محض خروج از کشور دامن خودرا با پیوستن به بیگانه ملکوک کنند و وجاهتی را که در پرتو مبارزات شجاعانه خود به دست آورده اند یکسره برباد دهند. کسی که به امید تمتع جستن از بذل وبخشش های “بیگانه “وبا یاری “بیگانه” از مملکت فرار می کند وآنگاه همراه وهم صدا با “بیگانه” برطبل جنگ می کوبد ودرمقابل دوربین تلویزیون های “بیگانه” رهبران کشور های زورگو وسود جو را ملتمسانه دعوت به حمله نظامی به ایران می کند و صداقت و امانت را زیر پا می گذارد باید بداند که او دیگر آن دانشچوی معصوم و زجر کشیده نیست بلکه دشمن استقلال وتمامیت ارضی ایران و نا محرم بر کشور وملت ایران است . وبرهمین قیا س است عمل کسانی که به شیوه “احمد چلبی” برای بهره مند شدن از “مزایای ” خبر چینی دست به هر خفت خواری می زنند . چنین کسانی نباید فراموش کنند که محبوس بودن در سیاهچال های رژیم وحتی نشانه های داغ ودرفش شکنحه گران آن ” پروانه ” پیوستن به بیگا نه بیست . تحمل و استقامت این مبارزان از جان گذشته تا زمانی ستایش انگیز است که لکه سیاه همکاری با بیگانه بردامن پاک آنان ننشسته باشد . حسن کیوده

جان مک کین نامزد ریاست جمهوری آمریکا از حزب جمهوری خواه در پاسخ به این سئوال ” چرا حجم صادرات سیگا ر به ایران توسط کمپانی های آمریکائی رو به افزایش است ؟” گفته است ” شا ید این هم راهی برای کشتن ایرانیان است ” گرچه او بلا فاصله متوجه یا وه گوئی خود گردیده ومی گوید منظورش شوخی بوده اما عذ ر وی بد تر از گناهش بوده . آقای مک کین با این سخن نسنجیده خود نا درستی ادعای رئیس جمهوری آمریکا را که بار ها گفته است ” به مردم ایران احترام خاصی قا ئل است واز آزادی ها وحقوق آنان دفاع می کند ” .به نمایش گذاشته است . وگرنه جا داشت به اتهام کوتاهی در حفظ اهداف ” سری” حزب خود مورد محا کمه حزبی قرار می گرفت . این سناتور سا لخورده آمریکائی درعین حا ل نا توانی خو از درک جو حاکم برجهان امروز را آشکارا نشان داده است . امروز را با دیروز یکسان انگا شتن هما ن خطا ئی است که سیاستمداران آمریکائی بار ها مرتکب آن شده اند . جهان امروز با جهان سال 2003 .یکسان نیست . باتلاق خاور میانه به مراتب عمیق تر شده است وشناخت مردم این منطقه از دولتمردان وسیاستمداران آمریکائی دقیق تر گردیده در چنین فضا ئی بر زبان آوردن این قبیل سخنان تحریک آمیز جز کاهش مقبولیت ” آمریکا” در بین مردم جهان نتیجه دیگری نخواهد داشت . حسن کیوده چهاردهم ژوئیه

- جمعه 04 ژوئيه 2008 – 14 تیر 1387

بازی خطرناک: رویارویی ایران و غرب
هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در شماره 5 ژوئیه مطلبی را به تشدید بحران در روابط ایران و غرب و نتایج احتمالی آن اختصاص داده است.

این مقاله با عنوان “رویارویی ایران با غرب: بازی خطرناک” چاپ شده و در آن آمده است که همزمان با مقداری سروصدای ترس آور، ممکن است امکان پیشرفت در حل مساله اتمی ایران نیز وجود داشته باشد.

اکونومیست می نویسد همگان می دانند یکی از دلایل افزایش سرسام آور در بهای نفت خام نگرانی از بروز درگیری منطقه ای به دلیل سوء ظن در مورد تلاش ایران برای دستیابی به بمب اتمی است و خطر یک چنین درگیری صرفا به قطع صادرات نفت ایران، که از نظر صادرات نفت در رده چهارم جهانی قرار دارد، منحصر نمی شود بلکه تهدیدی بلند مدت را متوجه منطقه خلیج فارس می کند که تولید کننده چهل درصد از نفت در بازارهای جهانی است.

به نوشته این هفته نامه، در عین حال اگر همه مردم سروصدای جنگ طلبی را که هم ایران و هم منتقدان این کشور به راه انداخته اند باور می کردند، بهای نفت خام می بایست حتی بیش از اینها افزایش می یافت.

اکونومیست به عنوان مثال یادآور می شود که روزنامه های تهران از برنامه نیروهای نظامی این کشور برای حفر سیصد و بیست هزار گور در مرزها خبر دادند که ظاهرا اقدامی بشردوستانه به منظور تسریع در دفن اجساد نیروهای دشمن در حمله احتمالی به ایران است و یکی از فرماندهان نظامی ایران نیز به مهاجمان توصیه کرده است که پای مصنوعی به همراه داشته باشند زیرا نخواهند توانست با پای خود به کشورشان فرار کنند.

هفته نامه بریتانیایی می افزاید که در اظهار نظری معقولتر، محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، در مصاحبه ای گفت که خطر حمله آمریکا به ایران در ماه های آخر عمر دولت جورج بوش افزایش یافته و دلیل آن “نومیدی جمهوریخواهان از پیروزی نامزد آنان در انتخابات ریاست جمهوری است.”

اکونومیست به نقل از آقای جعفری می نویسد که واکنش ایران به تهاجم خارجی سریع و قاطعانه خواهد بود و می تواند حمله علیه اسرائیل، حمله به کشورهای میزبان پایگاه های آمریکایی در خلیج فارس و کنترل تنگه هرمز را که بخش اعظم نفت منطقه از طریق آن صادر می شود به همراه داشته باشد و اگر جنگی روی دهد، دامنه آن به نفت هم سرایت خواهد کرد و بهای نفت را به شکلی بی سابقه افزایش خواهد داد.

این هفته نامه می نویسد که آقای جعفری به یک رشته تحولاتی واکنش نشان می داد که دولت ایران آنها را تحریک آمیز دانسته بود؛ از جمله گزارش های مربوط به رزمایش بزرگ اسرائیل شامل تمرین عملیات راه دور و افشای خبر افزایش کمک مالی مخفیانه ایالات متحده به گروه های مخالف جمهوری اسلامی.

اکونومیست همچنین به گزارش هایی به نقل از مقامات ارشد اسرائیلی و آمریکایی اشاره می کند که ظاهرا هشدار داده بودند فرصت برای دست زدن به عملیات نظامی علیه ایران ظرف یک سال آینده از دست خواهد رفت زیرا ممکن است که این کشور تا آن زمان به بمب اتمی دست یافته و یا با تقویت دفاع ضدهوایی خود، قادر به مقابله با حملات خارجی شده باشد.

به نوشته این هفته نامه، مقامات آمریکایی و اسرائیلی هر نوع ارتباطی با چنین دیدگاهی را تکذیب کردند و در واقع، دیپلمات های آمریکایی از سرگیری مذاکرات با ایران در مورد امنیت عراق و حتی اعزام دیپلمات هایی به تهران – برای نخستین بار از زمان گروگانگیری سفارت آمریکا – را مطرح کردند.

اکونومیست در ادامه می نویسد که همزمان با کوبیدن بر طبل جنگ، ایران نغمه های ملایمتر آشتی را نیز سر داده است و در موارد متعدد، برخی از مقامات ارشد حکومت از محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور جنجالی و عوامگرا انتقاد کرده اند که با اظهارنظرهای خصمانه خود دردسر بی مورد به بار می آورد.

هفته نامه بریتانیایی می نویسد که در مقایسه با نحوه برخورد ایران با پیشنهادهای قبلی جامعه بین المللی برای مصالحه، بسته پیشنهادی که اخیرا تحویل دولت ایران شده بحث ها و حتی برخی واکنش های مثبت را در محافل دولتی این کشور در پی داشته استت.

اکونومیست به مصاحبه اخیر علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه پیشین و مشاور آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، اشاره می کند و می نویسد که آقای ولایتی علنا اعلام کرده که ایران باید پیشنهاد ارائه شده را قبول کند و در جریان مذاکرات مقدماتی شش هفته ای، برنامه غنی سازی اورانیوم را در برابر لغو تحریم های بین المللی به حالت تعلیق در آورد.

این هفته نامه می افزاید که به نوشته خبرگزاری های داخلی ایران، رئیس سازمان انرژی اتمی این کشور هم از چنین رویکردی حمایت کرده و ظاهرا در یکی از کمیته انرژی مجلس گفته است که تصمیم گرفته شده که مذاکرات بر سر پیشنهادهای ارائه شده آغاز شود.

اکونومیست در عین حال می نویسد که هنوز هم مشخص نیست که ایران تصمیم داشته باشد با آغاز مذاکرات، غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق در آورد که همچنان شرط تعیین شده توسط کشورهای گروه 1+5 برای لغو تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی است.

به نوشته این هفته نامه، برخی از ناظران بدبین گفته اند که واکنش مثبت مقامات ایرانی نسبت به بسته پیشنهادی گروه 1+5 ممکن است یکی دیگر از تاکتیک های جمهوری اسلامی برای جلوگیری از تشدید تنبیه های بین المللی باشد در حالیکه گروهی دیگر بر این باورند که افزایش تنش و اقدام اخیر اتحادیه اروپا علیه بانک ملی ایران بر مقامات این کشور تاثیر گذاشته است.

اکونومیست می افزاید که در عین حال، تحلیلگران ایرانی این نظر را مقبولتر می یابند که رهبران آنان، با این تصور که پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر خطر کاهش خواهد یافت، می خواهند تا آن زمان، اوضاع را آرام نگاه دارند.

جولای 1, 2008

هرش: آمریکا به دنبال دانشمندان هسته ای ایران
 
سیمور هرش
سیمور هرش افشاگری های مهمی در جنگ های ویتنام و عراق انجام داده است و اخیرا چند مقاله درباره تلاش جورج بوش برای سرنگونی دولت ایران نوشته است

سیمور هرش، روزنامه نگار جنجالی آمریکایی که اخیرا در هفته نامه نیویورکر خبر از وجود عملیاتی مخفی علیه ایران داده بود، جزئیات بیشتری از یافته های خود را مطرح کرد.

آقای هرش که مدعی حضور نیروهای ویژه آمریکایی در ایران شده بود، در گفتگو با برنامه ‘World Today’ رادیو سرویس جهانی بی بی سی عنوان کرد ماموران آمریکایی نفوذ کرده به ایران “از سوی رئیس جمهور آمریکا اجازه دارند که اگر بتوانند در مسیر یک فرد تروریست قرار گیرند، او را بربایند یا بکشند.”

او در پاسخ به این سوال که برای آنها “تروریست” به چه معنی است، گفت: “اهدافی که من از آن اطلاع دارم شامل دانشمندان هسته ای ایران می شود.”

این روزنامه نگار مدعی شد برنامه مخفی جدید آمریکا که شامل “عملیاتی کماندویی” می شود، تحت هدایت مرکزکز فرماندهی عملیات ویژه مشترک ارتش آمریکا انجام می شود که به گفته او “واحدی متشکل از زبده ترین نیروهای ویژه آمریکایی” است.

آنچه کنگره می داند، و آنچه نمی داند

آقای هرش در گفتگو با بی بی سی مدعی شد دو دسته عملیات علیه ایران در جریان است.

او گفت کنگره آمریکا از عملیاتی که اداره اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) علیه ایران انجام می دهد آگاه است.

آقای هرش در شرح این برنامه گفت: “CIA به گروه های معاند سنی از جمله گروه های بلوچ و کرد پول می دهد و سعی در تحریک به افزایش تنش های قومی داخلی دارد.”

این روزنامه نگار دسته دوم عملیات را که به گفته او شامل “نفوذ نیروهای ویژه آمریکایی از افغانستان از اوایل سال جاری میلادی” می شود را خارج از حوزه آگاهی کنگره آمریکا خواند.

او در تشریح دلیل این مسئله گفت :”پس از حادثه 11 سپتامبر، رئیس جمهور آمریکا تصمیم گرفت که هرگونه عملیات نظامی و هر چیزی که جزء آماده سازی میدان نبرد محسوب می شود، به او مربوط می شود و لزومی ندارد درباره آن به کنگره اطلاعی داده شود.”

“[از دید رئیس جمهور آمریکا] کنگره نباید چیزی از مسائل ارتش بداند.”

هدف: ایجاد اختلافات داخلی و تایید صحت ادعای آمریکا

کاخ سفید حاضر به اظهارنظر درباره مقاله تازه آقای هرش نشد

سیمور هرش در پاسخ به اینکه هدف این برنامه چیست، گفت: “هرچند شواهد اطلاعاتی درباره وجود یک برنامه نظامی هسته ای در ایران وجود ندارد، اما اگر بتوان یک دانشمند هسته ای ایران را ربود و به آمریکا یا اروپا آورد، و او را وادار ساخت به آنچه رئیس جمهور آمریکا باور دارد اذعان کند، [برای آمریکا] عالی خواهد شد.”

“اما دیگر هدف بزرگ، ایجاد اختلافات داخلی است.”

“اگر شما بتوانید به طریقی دولت ایران را وادارید که اقداماتی خصمانه علیه برخی اقلیت ها انجام دهد، شاید بتوانید نوعی اغتشاش ایجاد کنید.”

“بزرگترین مشکل: مردم آمریکا”

سیمورهرش در بخش نهایی گفتگوی خود با بی بی سی می گوید: “بزرگترین مشکل دولت آمریکا این است که مردم این کشور با بمباران ایران موفق نیستند و دولت به چیزی نیاز دارد که حمایت مردم آمریکا از چنین اقدامی را برانگیزد.”

او این اقدام را آخرین تلاش پیش از پایان دوره ریاست جمهوری فعلی آمریکا دانست و گفت: “هدف این است که ببینند می توانند بدون صحبت کردن کاری را پیش ببرند یا نه.”

آقای هرش مدعی شد: “وقتی این طرح شرح داده شد، کاخ سفید دقیقا در همین فکر بود.”

او این طرح را “به طرز غیرقابل باوری نا آزموده” خواند و تاکید کرد “برخی از کسانی که در اجرای این سیاست شرکت دارند با آن مخالفند.”

 

آتشبازی با آتش

ژوئن 22, 2008

روزنامه نیویورک تایمز درهفته نخست ماه ژوئن گزارش داد که ارتش اسرائیل به   یک مانور گسترده با شرکت یکصد جنگنده اف 16 واف 15 درشرق مد یترانه دست زده است . این روزنامه به روایت از مقاما ت آمریکائی نوشت “هلی کوپتر ها وهواپیما های سوخت رسا نی دراین ما نور  درفا صله  1500 کیلومتری به پرواز در آمدند که مسا فت بین اسرائیل وتاسیسات هسته ای ایران را یاد آور  می شود”   در این گزارش  همچنین  آمده است 

” “این مانور بنا به اظهار نظر مقامات آمریکائی جهت تمرین برای بمباران بالقوه تا سیسا ت هسته ای ایران انجام گرفته است “

اما برخلاف گفته مقامات آمریکائی انجام این مانور در دریای مد یترانه وتقارن آن با رد بسته پیشنها دی کشور های 1+5 از سوی ایران  می تواند بخشی از جنگ روانی جهت تضعیف روحیه مردم ایران و امید بخشید ن به رهبران بعضی  از کشور های حا شیه خلیج فارس باشد که منافع خود را در انزوا وضعف ایران جستجو می کنند

وگرنه اسرائیلی ها از مد ت ها پیش در یا  فته اند   که نه توا نائی بالقوه حمله به تاسیسات هسته ای ایران را دارند ونه به پشتیبا نی آمریکا در ماه های پایانی ریاست جمهوری جرج بوش می توانند امید وار باشند .  از سوی د یگر دست زدن به چنین تحریکا تی نه تنها  به تحکیم موقعیت آمریکا در منطقه   کمک  نمی کند که شکاف عاطفی موجود بین آن کشور ومردم ایران را عمیق تر وخطرناک تر می سازد وآنان را علیرغم مشکلاتی که با رژیم حاکم برایران دارند درکنا ر نیروهای دفاعی کشورشان قرار می دهد . مردم ایران نه آمریکا ستیز هستند ونه کینه ای از اسرائیل به دل دارند .اما این اصل روانی را نمی توان دست کم گرفت که هیچ ملتی نمی تواند در مقابل “زور” و”تحقیر ” بی تفاوت  ونسبت به منافع ملی خود بی اعتنا باشد .براین اسا س حمله نظامی به تا سیسا ت اتمی ایران بمنزله حمله به مردم این کشور خواهد بود که به موجودیت ومنافع ملی خود سخت پا ی بند  هستند.طبیعی است نتیجه چنین حمله ای همان خواهد بود که آقای البرادعی پیش بینی کرده است ” تبد یل شدن منطقه خاورمیا نه به گلوله آتش “     حسن کیوده    

.