لکه” خون “را نمی توان با “خون “شست

ساعت هشت وپانزده دقیقه صبح روز دوشنبه ششم اوت سال یکهزارونهصد و چهل وپنج میلادی اولین بمب اتمی که ” پسرک” ( لیتل بوی ) نام داشت توسط یک هواپیمای جنگی بنام( انولا گی ) با فرمان هاری ترومن رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا بر روی شهر هیروشیما رها شد چاشنی انفجار این بمب طوری تنظیم شده بود که در ارتفاع پانصد وهفتاد وشش متری بالای سطح زمین منفجر شود . انرژی آزاد شده در اثراین انفجار برابر پانزده کیلوتن ” تی ان تی ” بود که گرمائی در حدود چند ین میلیون درجه سا نتی گراد بوجود آورد .این گرمای وحشتناک در شعاع دو کیلومتر همه چیز را ذوب کرد. سه روز بعداز انفجار هیروشیما . پنجشنبه نهم اوت بمب اتمی دیگری بنام ” مرد چاق” بروی شهر ناکازاکی انداخته شد . درباره قربا نیان این دو انفجار آمار های گوناگون اعلام گردیده ولی آنچه که مسلم است با لغ بر دویست وچهل هزار انسا ن بی گناه جان خود را ازدست دادند که اکثر آنها زنان وکودکان وغیرنظامیان بودند .بد ین ترتیب زنده سوزی ساکنان این دو شهر داغی برقلب ملت ژاپن نهاد ولکه خون پر رنگ تری بر دامن خوینین قرن بیستم برجای گذاشت.
.

11سپتامبر2001
پنجاوشش سا ل بعد از فاجعه هیروشیما وناکازاکی . روز یازدهم سپتامبر2001 چند جوان فریب خورده و عقل باخته با ربودن هواپیما های مسافربری وکوبیدن آنها بر برج های مرکز تجارت جهانی نیویورک قریب 2900انسان بی گناه را که سرگرم کار روزانه خود بودند زنده سوز کردند وبااین عمل غیر انسا نی اولین ” لکه خون ” را بر دامن قرن بیست ویکم بر جای نهادند وجامعه جهانی را در حیرت ووحشت فرو بردند .
د و عکس العمل متفاوت:
پاسخ رهبران ” سیاسی – نظامی ” ژاپن به فاجعه ششم اوت 1945 هوشمندانه وعاری از انتقام جوئی بود که ازذکاوت عنصر ژاپنی سر چشمه می گرفت . از برکت همان هوشمند ی و مشکیبائی بود که در نیمه دوم قرن بیستم به یکی از قد رت های اقتصادی رقا بت نا پذیر جهان مبد ل شدند بی آنکه نیازی به باجگیری وزورگوئی داشته باشند وبدین ترتیب احترام واعتماد جامعه جا معه جهانی را به خود جلب کردند که هنوز هم از آن برخوردارند.
پاسخ ایالات متحده آمریکا در مقا بله با فاجعه 11سپتامبر اما آنچنا ن خشمگینانه و عجولانه بود که با “انتقام جوئی ” و ” خون خواهی” چندان فاصله ای نداشت . رئیس جمهوری آمریکا در نخستین ساعا ت وقوع حادثه بجای حفظ خونسردی که لازمه رهبری سیاسی یک کشور است . می گفت ” آمریکا وارد جنگ شده است ” بی آنکه ” دشمن” و “جبهه جنگ ” را بدرستی بشناسد نتیجه چنین شتابزدگی و نا بردباری صدور فرمان حمله به افغانستان وسپس به عراق ودست زدن به دوجنگ نا لازم بود که طی آن با لغ بر چهار هزار سرباز آمریکا ئی جان خودرا از دست دادند و وهنوز هم خبر کشته شدن آنان همه روزه باکما ل تاسف به گوش جهانیان می رسد و درستی سیاست نو محافظه کاران آمریکارا زیر سئوال می برد . آقای جرج دبلیو بوش می خواست ” لکه خون” 11سپتامبر را باخون تروریست ها بشوید وتروریسم را ریشه کند .
ولی با حمله به افغانستا ن وعراق موجبات گستاخی هر بیشتر تروریست ها وگسترش دامنه تروریسم را فراهم ساخت . باری” لکه خون” را با “خون ” نمی توان شست چنانچه رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا نتوانست . دهم سپتامبر 2008 حسن کیوده