تجدید آدرس

مه 24, 2009

آدرس جدید این وبلاگ به شرح زیر است
www.kiudeh.com

زرادخانه خاورمیانه
روز دوشنبه بیست وهفتم آوریل موسسه تحقیقات صلح استکهلم که یک موسسه تحقیقاتی معتبر بین المللی است گزارشی دررابطه با صادرات اسلحه به منطقه خاورمیانه منتشر کرد دراین گزارش آمده است :
صدور اسلحه به خاورمیانه بین سالهای 2003 تا 2008 میلادی در مقایسه باسالهای 1999 تا 2003 سی وهشت در صد افزایش یافته است . براساس این گزارش امارات متحده عربی بزرگترین وارد کننده سلاح درمنطقه وسومین وارد کننده درجهان بعداز چین وهنداست . این امیر نشین در فاصله سالهای 2003 تا 2008 هشتاد فروند هواپیمای جنگی اف – 16 از الات متحده آمریکا وپنجاه فروند جنگنده بمب افکن میراژ از فرانسه خرید اری کرده است. ” پیترمن “یکی از پژوهشگران این موسسه سوئدی در گفتگو با خبر گزاری اسوشیتد پرس گفته است ” صدور اینهمه اسلحه در منطقه ایکه ما شاهد بحران ها وتنش های گسترده ای هستیم بشدت مایه نگرانی است “آقای پیترمن ” هشدار داده است که” این روند می تواند موجبات واکنش ایران را فراهم کند واین کشوررا به دستیابی به سلاح هسته ای حریص تر سازد”.او همچنین می افزاید “درحالی که عربستان سعودی وامارات متحده عربی برنامه تسلیحاتی خودرا با چنین شتابی گسترش می دهند این خطررا بوجود می آورد که ایران بیش از هر زمان دیگری احساس خطر نماید که عکس العمل آن کاملا روشن است .”
در بخش دیگری از گزارش موسسه پژوهشی استکهلم آمده است :
“در مدت یکدوره چهار ساله امارات متحده عربی سی و چهار در صد کل واردات سلاح خاورمیانه را به خود اختصاص داده است دراین رابطه اسرائیل با بیست ودو در صد ومصر با 14 درصد در رده های بعدی قراردارند. درحالیکه برخلاف بعضی گمانه زنی ها سهم واردات اسلحه به ایران فقط پنج در صد بوده است “
لازم به یاد آوری است که آمریکا بزرگترین صادرکننده اسلحه به خاورمیانه است وسی یک در صد بازار اسلحه جهانی را دراختیار دارد. وبیش از یک سوم کل صادرت اسلحه آمریکا به خاور میانه اختصاص دارد.در بین صادرات آمریکا به خاور میانه بیش از پنج هزار بمب هدایت شونده و نزدیک دویست هواپیمای جنگی دیده می شود. دراین میان روسیه و بریتانیا فرانسه وآلمان پس از امریکا بیشترین صادرات سلاح دنیارا در اختیار دارند .براستی منطقه آسیب پذیر خاورمیانه ظرفیت چنین زراد خانه خطرناک را دارد. ؟ این سوالی است که آقای اوباما که به باشعار تغییر قدم به کاخ سفید گذاشتته و به گفته خود به صلح پایدار می اندیشد باید به جامعه جهانی پاسخ بدهد . حسن کیوده دوم( می) 2009

هشیار باشیم

آوریل 29, 2009

هشیار باشیم
جنگ طلبان آتش افروز وتفرقه اندازان شناخته شده که موجودیت خودرا در ایجاد تنش بین دولت های منطقه جستجو می کنند در صدد هستند که با تحریک رهبران بعضی از کشور های عرب خاورمیانه برعلیه ایران ومخدوش ساختن نام خلیح همیشه فارس آتش جنگ خانمانسوزی را دراین منطقه روشن کنند و یزعم ود درمیان خون وآتش موقعیت لرزان خودرا استحکام بخشند براین اساس برهمه اندیشه وران و محافل علمی منطقه اعم از ایرانی وعرب فرض است که باآگاه سازی رهبران کشورهای خود از عمق توطئه از تحقق ا هداف ناپاک دشمن تاریخی ایرانیان واعراب جلو گیری بعمل آورند . جنگ طلبان آشوب افکن می دانند که بازی با نام خلیج فارس نه دولت که ناسیونلیسم ایران را در مقابل جاعلان اسامی تاریخی منا طق متعلق به ایران قرار خواهد.
مباد آنروزکه این “سونامی” خانمان برانداز از آبهای خلیح زیبای همیشه فارس بسوی بازی کنندگان بااین “نام تغییر ناپذیر” روانه شود ودشمن آشوب افکن را نیز طعمه خود سازد. 29 اوریل حسن کیوده

چه کسی در تصمیم گیری های کاخ سفید حرف آخررا می زند؟
اهود المرت . ناتان یاهو. شیمون پرز
یا
باراک اوباما؟
درحالی که آقای رابرت کیتس وزیر دفاع ایا لات متحده آمریکا بصراحت اعلام می کند که “ایرانی ها به اندازه کافی اورانیوم غنی شده دراختیار ندارندوبه تولید سلاح اتمی نزدیک نیستند”ژنرال عاموس بادلین رئیس سازمان اطلاعات اسرائیل می گوید” ایران درآستانه تولید بمب اتمی قرارگرفته واگر حاکمیت آن کشور مایل به تولید سلاح هسته باشد تمامی تکنولوژی. تجهیزات ودانش لازم را برای ساخت بمب اتمی دارد”
درخوزه دیپلماسی نیز از لحظه ای که رئیس جمهوری جدیدآمریکا نسبت به مذاکره باایران ورفع تنش های سی ساله با این کشور ابرازتمایل کرده ت رهبران اسرائیل نه تنها با اتخاذ چنین سیاستی به مخالفت برخاسته اند که در ملاقات اخیرخود باخانم هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا باترسیم “خطو ط قرمز” برای انجام این مذاکرات به آقای باراک اوبا ما تعیین تکلیف نموده اند.
نگاهی گذرا به گذشته نیز نشان می دهد که رهبران اسرائیل
خواسته های خودرا پیوسته به کاخ سفید تحمیل کرده اند.در آخرین هفته ریاست مهوری جرج دبلیو بوش روزنامه اسرائیلی ها ارتص باانتشار بخشی از سخنان آقای اهود المرت
محافل سیاسی جهان را دپار شگفتی کرد. به روایت آن روزنامه نخست وزیر وقت سرائیل طی یک سخنرانی می گوید”پنجشنبه شب وزیرخارجه امریکا تصمیم گرفت که رهبری رای دادن به قطعنامه آتش بس غزه در شورای امنیت را برعهده بگیرداما
خواست ما این بود که او(وزیرخارجه امریکا)به آن قطعنامه رای مثبت ندهد .من گفتم پرزیدنت بوش را روی خط تلفن بیاورند .گفتند او در فیلادلفیا درحال سخنرانی است .گفتم بمن مربوط نیست ومن همین الان باید با او صحبت بکنم او از تریبیون پائین آمد وبامن صحبت کرد. من به اوگفتم امریکا نباید به این قطعنامه رای مثبت بدهد.اوبلا فاصله به وزیر خارجه اش تلفن کرد وگفت به قطعنامه رای مثبت ندهید.واین گفتگو منجر به رای ممتنع امریکا گردید.”
البته بعدا وزارت خارجه امریکا گفته های آقای المرت را تکذیب کرد ولی دفتر نخست وزیر اسزائیل اعلام نمود که گفته های او عین واقعیتی است که منجر به رای ممتنع امریکا نسبت به قطعنامه آتش بس غزه گردید.
براستی چه کسی در کاخ سفید آخرین حرف را می زند؟
رئیس جمهوری ایالا ت متحده آمریکا یا نخست وزیر اسرائیل؟
امیداست آقای باراک اوباما پاسخ این سئو ال را در عمل ونه با حرف درتارخ کشورش به ثبت رساند. حسن کیوده
10 مارچ 2009 لندن

معاون رئیس جمهوری آمریکا دربخشی از اولین سخنرانی رسمی خود در کنفرانس امنیتی مونیخ دررابطه با برنامه هسته ای ایران گفتت “اگر ایران به برنامه هسته ای غیرمجاز خود ادامه دهد با فشارهای زیادتری مواجه گردیده ومنزوی خواهد شد” بی تردیداگرآقای جوبایدن درتنظیم متن سخرانی خود به بار سیاسی کلمات توجه می نمود ازبکار بردن واژه “غیرمجاز” درمورد برنامه هسته ای ایران خوداری می کرد.

معاون رئیس جمهوری آمریکا اما روشن نکرد که ایران برای دستیابی به فن آوری هسته ای از کدام “مرجع” باید کسب اجازه می کرد؟ از سوی دیگر آقای جوبایدن توضیح نداد که کشور های دارنده سلاح اتمی در منطقه از کدام “مرجع” برای ورود به باشگاه اتمی “مجوز” دریافت کرده اند؟

معاون آقای اوباما همچنین درهمان سخرانی گفت ” اگر ایران دست از حمایت تروریم (بخوانید حماس وحزب الله) برندارد هزینه سنگینی خواهد پرداخت .” طبعی است که حمایت از تروریسم با هیچ بهانه ای قابل توجیه نیست اما اقای جو بادن به این واقعیت چشم می پوشد که اجرای قانون نانوشته ” یک بام ودوهوا” وحمایت بیدریغ از بعضی کشور های منطقه و مجهز کردن آنها به پیشرفته ترین سلاح ها نیز مطلقا قابل
توحیه نیست براین اساس اگر امریکا پایه های سیاست خارجی خودرا برمبنای “تبعیض” قرارنمی داد دیگزر کشورهای منطقه بهانه ای برای “اهرم” سا زی از گروه های اسلامی
تند رو نداشتند.

حسن کیوده لندن هشتم فوریه 2009

باران خون درغزه

ژانویه 2, 2009

باران خون درغزه
تنش بین اسرائیل وفلسطین نیازی به ریشه یابی ندارد چراکه این بوته ی خار ” وارونه رسته “ریشه درهوادارد وازدبدکسیپوشیده نیست. اما چرا روزشنبه بیست وهفتم دسامبر برای حملهبه نوارغزه انتخاب گردید قابل تامل است . بی تردید ر هبراناسرائیل این هوشمندی رادارند که بدانند آغاز سال نومیلادی برای کشتار فلسطینی های ساکن غزه زمان مناسبی نیست.چنانچه می ینیم حماس با نمایش چهره های خون آلود واجساد
پاره پاره کودکان بی گناه شلاق بروجدان کسانی می نوازد که درپای ” کاج کریمس” به کودکان خود هدیه می دهند با این توصیف می توان گفت رهبران اسرائیل زیر فشارانگیزه
جدی تری درچنین موقعیت نامناسب ریسک حمله به غزه راپذیرفته اند.
فرصت ها بسرعت ازدست می روند.
سال 2008 ودوران ریاست جمهوری بو ش هردو رو به پایان است. دفتر”نقشه راه” نا خوانده بسته می شود.امید به”صلح بزرگ خاورمیانه”مبدل به یاس شده است .نشانه هائی دردست است که رئیس جمهوری منتخب آمریکا اگردرجهت عکس سیاست های جرج بوش حرکت نکند حداقل بهاشتباهات وحشتناک او تن نخواهد داد.براین اساس از دیدگاه رهبران اسرائیل باستفادهاز فرصت باقی مانده حمله به غزهودرهم شکستن استخوان بندی حماس بمنظور ترمیم اعتباآسیب دیده آقای المرت وکابینه اش یک ضرورت تاریخی بودواینک باید منتظر پایان گرفتن بحران حاکم برمنطقه بودتا برنده وبازنده این” قمار خونین “معلوم شود. و این درحالی است که هیچیک ازطرفین حا ضر نیست بازنده شناخته شود. اما گفتنیاست که بازنده اصلی هما نا برنده این جنگ ننگین خواهد بود.
حسن کیوده اول ژانویه 2009 لندن

بازی با باروت

دسامبر 21, 2008

روز نامه نشنا ل چاپ ابوظبی در شماره روزشنبه بیستم دسامبر گزارش داد که امارات متحده
عربی در چارچوب یک قراردادنظامی جدید به ارزش سه میلیارد و سیصد میلیون دلار سیستم
های مدرن موشکی از امریکا دریافت می کند ونیروهای نظامی امارات برای راه اندازی وکار
بااین سیستم تحت آموزش کارشناسان نظامی آمریکا قرار می گیرند. هفته پیش نیزوزارت دفاع
امارات متحده عربی از پایان مذاکرات با آمریکا درمورد” تفاهم نامه “همکاری فن آوری اتمی
خبرداد. دراین رابطه مقامات وزارت خارجه آمریکا تائید کردند که علی رغم نگرانیهای کنگره
نسبت به گسترش سلاح های اتمی در خاورمیانه “تفاهم نامه” موسوم به “123 ” در حال تکمیل
شدن است . گفتنی است که با اجرائ این” تفاهم نامه”که شبیه معاهده هسته ای سا ل 2005 هند
می باشد نخستین همکاری هسته ای امریکا باکشورهای عربی آغاز میشود.
خبری دیگر:
به گزارش خبرگزاری ها تحویل موشک ” اس 300″ توسط روسیه به ایران آغا زشده است.
درحالی که مقامات روسی سعی می کنند فروش این موشک ها به ایران را مکتوم نگاه دارند
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی وسیا ست خارجی مجلس ایران روز یکشنبه 21 دسامبرآغاز
روند تحویل موشک های “اس 300″ راتا ئیدکرد.
موشک هوائی دور برد “اس 300″ سلاخ کاملا پیشرفته ومدرنی است که می تواند حملات
احتمالی اسرائیل به تاسیسا ت هسته ای ایران را خنثی کند. دراین خصوص وزارت خارجه
اسرائیل روز جمعه 19 دسامبر از روسیه خواست ازفروش این سلاح به ایران که می تواند
برای حمله به اسرائیل بکاررود خودداری کند .ایران نیز درپاسخ به ادعای اسرائیل اعلام
کرده است که این قبیل سلاح ها به منظوردفاع از مرزهای ایران خریداری می شود.
نگاهی به جومتشنج منطقه خاورمیانه:
امارات متحده عربی ادعای واهی مالکیت جزایرایرانی تنب بزرگ وتنب کوچک واموسی را
به تشویق دولت های عربی ودیگر حامی ومشوق خوددرمنطقه در هرفرصتی تکرارمی کند.
مقامات اسرائیلی حضورایران مقتدر ومجهز به سلاح های مدرن را از دوران سلطنت محمد
رضا شاه پهلوی تاکنون خطری جدی برای موجودیت خود قلمداد کرده ومی کنند .
حکومت مذ هبی ایران بااتخاز سیا ست حما یت از اعراب تند رو ازجمله حزب الله لبنان
وحما س وجهاداسلامی به ادعای اسرائیل مشروعیت می بخشد ورهبران آن کشوررا در تهدید
ایران به حمله نظامی بی پروا ترمی کند.
عربستان سعودی که با د سترسی به درآمد سرشار نفت سودای رهبری مسلمانان جهان را در
سرمی پروراند تنش ها و درگیری ها وحتی روشن شدن آتش جنگ های خونین بین کشورهای
منطقه را بنفع می داند ودرتححق بخشیدن به این هدف بارهبران اسرائیل همداستان گردیده بی
وقفه برطبل جنگ می کوبد.( تامین هزینه جنگ های چریکی وشبیخون های عبدالمالک ریگی
دربلوچستان ویاری رسانی به تجزیه طلبان خوزستان را بخاطر داشته باشید) وملاعمررهبر
طا لبان ودستیاران اورا برای مذاکره بانمایندگان دولت افغانستان به ریا ض دعوت می کند بی
آنکه از طرف امریکا ومتحدانش به حمایت از تروریسم متهم شود .
سوریه علیرغم تبلیغاتی که در زمینه نزد یکی آن بااسرائیل براه افتاده همچنان آن کشوررا خصم
تاریخی خود می شناسد گرچه عربستان سعودی سعی می کند با نوازش های پدرانه برروی این
زخم مزمن مر هم نهد .
نقش فروشندگان اسلحه :
بعداز جنگ جهانی دوم آمریکا بزرگترین فروشنده اسلحه در جهان بوده وهم اکنون نیز برای درمان
اقتصاد بیمار خود که حتی کارخانه های ماشین سازی آن قادر به ادامه حیا ت نیستند جز
روشن کردن آتش جنگ های منطقه ای وفروش اسلحه به کشور های درگیر چاره دیگری ندارد. بر
این اسا س فروش موشک های مدرن به امارات متحده عربی وکسب یک درآمد سه میلیارد وسیصد
ملیون دلاری کار تازه ای نیست .
روسیه بعداز فروپاشی “اتحاد جماهیر شوروی” با غرور شکسته وارد جامعه جهانی گردید و
دوران کوتاه زمامداری بوریس یلسین آن را به کشوری ” محتاج ” مبدل کرد که انتظارمی رفت
برای ادامه حیات درکنار امریکا ومتحدانش البته چند قدم عقب تر از آنها حرکت کند اما ناسیونا لیسم
مجروح روسی اقتدار وشان از دست رفته خودرا می خواست .ظهور ولادیمیر پوتین در
عرصه قدرت پاسخ طبیعی ای خواست ملی بود.
مقاومت در برابر تجزیه صربستان و شناسائی “کوزوو” بعنوان یک کشورمستقل به وسیله
امریکا ومتحدانش و سپس قدرت نمائی در جریان بحران گرجستان و حضور ناوگان آن در
آبهای کوبا وحمایت سیاسی ازبعضی از کشورهای آمریکای جنوبی روسیه را درموضعی قرار
داد که توانست رفتاری جدی ومقتدرانه دربرابرآمریکا ومتحدانش در پیش گیرد ودر مسابقه
فروش اسلحه در بازار های جهانی حضور فعا ل داشته باشد براین اسا س فروش “موشک های
اس 300 توسط آن کشوربه ایران اقدام دور از انتظار نبود وروسیه نیز به همان دلیل اسلحه به
ایران وکشورهای دیگر می فروشد که آمریکا ومتحدانش به امارات متحده عربی و عربستان
سعودی ودیگر کشور های منطقه می فروشند ویا بلا عوض در اختیار اسرائیل قرارمی دهند.
طبیعی است که” تولید کنندگان اسلحه ” درعین حا ل ” تولید کنندگان بازار” برای فروش
مطاع خود نیز هستند . تحریک وتشویق” امیرنشینی “نظیر امارات متحده عربی به طرح
ادعای واهی مالکیت جزایر ایرانی تنب کوچک وبزرگ وابوموسی وفروش سلاح ها ِی
“مدرن ” برای آن کشوردلیل د یگری جزتدارک جبهه جنگ جدید و” تولید یازار” برای فروش
اسلحه ندارند . اما اسلحه فروشان قرن بیست ویکم غافل از این حقیقت هستند که با این عمل خود
با باروت بازی می کنند . باروتی که لاجرم دامن تولید کنندگانش را به آتش خواهد کشید.
بیست ویکم دسا مبر2008 حسن کیوده= لندن

بحران به آسیا

حمله تروریستی بیست وششم نوامبر به شهر بمبئی که”پایتخت اقتصاد هند” بشمارمی رود هدفی متفاوت از اهداف سایر جنبش های خشونت بار داشت که عموما به منظور انتقام کشی وباج خواهی انجام می گیرند.
به گفته مقامات هندی جنگجویان شرکت کننده دراین عملیات تروریستی عمومااز خارج وارد خاک آن کشور شده بودند.
شصت ساعت ایستادگی آنان درمقابل کماندوهای ارتش هند که بالغ بر200کشته و400زخمی برجای گذاشت ورزیدگی ومهارت مهاجمین دراجرای عملیات “جنگ وگریز” را از یک طرف و عدم آمادگی ارتش و نهادهای امنیتی هند برای مقابله بااین قبیل رویدادهاراازسوی دیگربه نمایش گذاشت. ( گرچه به گفته بعضی از تحلیل گران طولانی بودن زمان درگیری سیاست امنیتی دولت هند بوده است ).
حمله هم زمان به دوهتل. یک ایستگاه اصلی راه آهن. یک بیمارستان ویک مرکزتجمع یهودیان بدون طرح ونقشه قبلی ازگروه گمنامی نظیر “مجاهدین دکان”ساخته نیست مگر اینکه ازپشتیبانی آموزشی وتدارکاتی ارتش ونهاداطلاعاتی یک کشور خارجی برخوردارباشند.
بنا براین می توان گفت که :
1- هد ف اصلی حمله 26نوامبربه شهربمبئی برهم زدن آرامش هند وآغازطرح بی ثبات سازی آن کشور بودکه بااقتصاد بالنده وپیشرفت های علمی وصنعتی ودموکراسی بومی خودچشم رهبران انحصارطلب وتنگ نظرکشورهای سودجو وزورگورا خیره کرده است.
2- دست زدن به چنان عملیات حساب شده ودقیق وحمله هم زمان به هدف های معین مستلزم یک طرح “نظامی – امنیتی”است که بی تردید توسط کارشناسان یک یا چند کشورخارجی تهیه ودر اختیار مهاجمین گذاشته شده است.
3- برخلاف عکس العمل مقامات هند که ازساعات اولیه انگشت اتهام رابسوی پاکستان گرفته اند نگاه تحلیل گران واقع بین به سوی کشورهائی است که امنیت سیاسی واقتصادی خودرا در ناامنی وبی ثباتی کشورهائی می بینند که بااقتصادسالم وپیشرفت های سریع خود توازن اقتدار “سیاسی-اقتصادی “جهان را درمعرض دگرگونی قرارداده اند.
براین اساس دور از انتظارنیست که درسه کشور چین وروسیه وهند که درصددانتقال اقتدار “سیاسی –اقتصادی”از غرب به شرق برآمده اند
حوادثی از نوع حمله 26نوامبر بمبئی روی بدهد.اما اینکه کدام کشوریا کشورهائی هستند که “عاملیت” این قبیل حوادث را به خاطر تحقق بخشیدن به آمال “هم پیمان وحامی بزرگ” خود به عهده گرفته وهزینه تسلیحاتی وآموزشی وآماده سازی تروریست های مجری چنین طرح هائی را تقبل کرده اند موضوعی است که مسلما باهمت ودر پرتو شهامت اخلاقی محققان وپژوهشگران واقع بین وبی طمع درطبق افشا گری گذاشته خواهد شد .حسن کیوده یکم دسامبر 2008 لندن

انتخاب باراک اوباما به ریا ست جمهوری ایالات متحده آمریکا در تاریخ آن کشور بی سابقه    بود اما غافلگیر کننده ودور از انتظار نبود. پس از یک دوره  چا  لش طولانی  بالاخره  آقای  مک  کین جمهوری خواه به گفته  دیوید جاکسون مفسر روزنامه  یو. اس . تودی “نتوانست هوا  پیما  ی

 مبارزاتی خود را در طو فانی ترین آسمان انتخابا ت  ریا ست جمهوری خلبانی کند.”

 بحران شدید اقتصادی که  موجبا ت وحشت عمومی را فراهم کرده و عدم  محبوبیت    جرج دبلیو

بوش که با خیره سری های خود سنگین ترین ضربا ت را به اعتبار جهانی ایالات متحده  آمر یکا

وارد کرده بود  فضا را برای هر کاندیدائی از حزب جمهوری خواه بشذت نا مساعد ساخته بود که مشکلات ” خود آفریده” جان مک کین نیز باید بر آن افزوده شود چراکه او با توسل به  شعار های

جنگ طلبانه و سر دادن سرود ” مبارزطلبی ” در سراسر جهان ونگا ه تفننی به بحران اقتصا دی

که اقتدار آمریکارا بشدت در معرض تهدید قرار داده است و بالا خره شلختگی در انتخاب  معاون

ریاست جمهوری و تاکید بر ادامه جنگ در افغانستان وعراق اورا درچنان موقعیت ضعیفی قرار

داده بود که موفقیت وی در انتخابا ت نوامبر به یک معحزه نیاز داشت . براین اسا س  انتخا  با ت

نوا مبر 2008 ایالات متحده آمریکا ونتیجه ای که از آن بد ست آمد می تواند درس آموزنده    ای

برای همه رهبران کشور های قدرتمند جهان از جمله خود آقای باراک اوباما باشد  که فرا  مو ش

نکنند :

1- دوران یکه تازی وزورگوئی در دنیای امروز بپا یان رسیده و زور گویان به همان تاریک خانه

خواهند  رفت که جرج دبلیو بوش و هم فکرانش رفتند.

2- بی اعتنائی به افکار عمومی جهان همان اندازه خطر ناک است که بی اعتنا بودن به افکار رای دهندکان خود آنان.

3- تجا وز آشکار ونهان به استقلال وتمامیت ارضی کشور های ضعیف تر ومداخله مستقیم وغیر

مستقیم در امور داخلی آنها همان تلخ کامی را ببار می آورد که به حزب جمهوری خواه  ا یا لات

متحده آمریکا ببار آورد.

4- اگر رئیس جمهوری منتخب ایالات متحده آمریکا د ست به تجدید نظر اساسی در سیا ست کلی

بخصوص ساختار سیا ست خارجی آن کشور نزند نمی تواند اقتدار و احترام از دست رفته آمریکا

را باز گرداند . آقای برژنسکی مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا در مصاحبه با شبکه”دویچه وله “

آلمان اظهار داشته است ” انتخاب باراک اوباماوموفقیت او در انتخابات ریاست جمهوری به معنی

آن نیست که ما شاهد تغییر اساسی در ساختار سیاست خارجی آمریکا باشیم .”  او سپس می افزاید

” سیاست خارجی آمریکا مانند یک کشتی باری روی آبهای دنیا ست که  سا ل ها در  یک  جهت

خیلی سریع حرکت می کند آنگونه که یک قایق موتوری در حا ل حرکت است نمی توان   مسیر

آنرا تغییر داد به همین دلیل تغییر اساسی اصلا ممکن نیست ” ولی مشاور امنیت ملی آقای کارتر

رئیس جمهوری اسبق آمریکا این سئوال را بی جواب می گذارد که ”  این کشتی باری     که

در آبهای دنیا در حرکت است اگر گرفتار طوفان دریائی شود ویا درمقابل یک گرداب  خطرناک  قرار بگیرد نباید مسیر خودرا تغییر داده ومسیر امن تری را در پیش گیرد؟

بهر حا ل آقای باراک اوباما مرد خود ساخته ایست که شرایط زمان در کاخ سفید را به روی   او

باز کرده است که اگر حرکت خود را برمبنای مشا وره مشاورانی نظیر آقای برژنسکی تنظیم کند

 به همان جائی خواهد رسید که جیمی کارتر و جرج دبلیوبوش  رسیدند.     حسن کیوده 12 نوامبر2008

آشتی با تروریسم

اکتبر 23, 2008

آ شتی با تروریسم
به گزارش نشریه انگلیسی ابزرور دولت افغانستان و گروه طالبان با وساطت دولت عربستان سعودی در فضائی کاملا محرمانه وارد گفتگو شده اند . این نشست در عربستان سعودی با شرکت دوازده نفر از اعضای بلند پایه طالبان ازجمله مولوی وکیل احمد متوکل وزیر امور خارجه حکومت سرنگون شده طالبان و ملا عبدالسلام ضعیف سفیر آن رزیم در پاکستان به نمایندگی از طرف ملاعمر رهبر طالبان و برادر حامد کزرای و چند رهبر مذهبی به نمایندگی از سوی دولت افغانستان تشکیل گردیده است . گفتنی است مذاکره یک دولت با مخالفانش امر بی سابقه ای نیست . هر دولتی در اوج ناتوانی وذلت خود دست به دامن مخالفان خویش می شود و با آنان به گفتگو می نشیند. اما موضوع مذاکره دولت افغانستان با طالبان بی تردید یک استثنا ست . زیرا
1- حکومت طالبان به عنوان یک رژیم جنایتکار که به اسا مه بن لادن رهبر سازمان تروریستی القا عده پناه داده و به گفته آقای جرج دبلیو بوش رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا به حمایت از “تروریسم بین الملل” برخاسته بود با لشکر کشی آمریکا ومتحدانش سرکوب وساقط گردیده.
2- آقای حامد کرزای رئیس جمهوری دست نشانده آمریکا در افغانستان بدون موافقت مقامات آن کشور نمی تواند با نمایندگان ملا عمر به مذاکره نشیند.
3- با توجه به روابط تنگا تنگ عربستان سعودی با آمریکا وساطت دولت سعودی در این مورد نمی تواند بدون موافقت واطلاع آمریکا باشد.
4- میزبانی عربستان سعودی از دوازده عضو ارشد طالبان جای تردیدی باقی نمی گذارد که مقامات سعودی با ملاعمر رهبرطالبان پس از سقوط حکومت وی در ارتباط دایم بوده وچه بسا از اعطای کمک های مالی و تسلیحاتی به او دریغ نکرده اند
5- در حالی که ظاهرا ملاعمر وسایر اعضای ارشد طالبان بعنوان ترورست تحت تعقیب نیروهای آمریکا ومتحدانش می باشند چگونه دولت سعودی به آنان ویزای ورود به کشور خود را داده .به چه اطمینانی اعضای ارشد طالبان که در شرایط کاملا مخفی در لابلای کو ه های سربه فلک کشیده افغانستان زندگی می کنند جرات مسافرت به خاک کشور نزدیک ترین متحد آمریکا را داشته اند؟
براساس مواردی که به آنها اشاره شد این مذاکرات در حقیقت بین آقای جرج دبلیو بوش و ملاعمر انجام می گیرد ونشان از آن دارد که رئیس جمهوری آمریکا برنامه مبارزه با تروریسم را که به بهای جان هزاران سرباز آمریکائی و نابودی ودر بدری میلیون ها غیرنظامی عراقی وافغانی تمام شده است بدست فراموشی سپرده و با “تروریسم بین الملل” آشتی کرده است . یک آشتی خفت بار که برپیشانی تاریخ ایالات متحده آمریکا نقش خواهد بست . حسن کیوده

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.